عبور از قلهها در هفته سرنوشتساز؛ واکاوی بورس تهران در بازه پساجنگ
آیا بورس تهران پس از عبور از قلههای تاریخی، آماده فتح قلۀ بعدی است یا وارد فاز استراحت میشود؟ گزارش پیش رو، با نگاهی به دادههای ۱۱ روز پس از بازگشایی، ارزش دلاری ۷۴ میلیارد دلاری بازار و ریسکهای ژئوپلیتیک باقیمانده، تصویری شفاف از آینده بازار سرمایه ترسیم میکند.

بازار بورس تهران در بازه پساجنگ و متعاقب بازگشایی بازار در سال جدید، عملکردی فراتر از انتظار تحلیلهای اولیه داشته است. نماگرهای بورسی در این مدت ۱۱ روز کاری، موفق شدند مقاومتهای مهم سطوح تاریخی خود را یکی پس از دیگری پشت سر گذارند. با این حال، آنچه در معاملات چهارشنبه هفته گذشته (آخرین روز معاملاتی هفته) روی داد، نشان داد که مسیر پیش رو نیازمند تثبیت است و بازار در آستانه یک نقطه عطف تاریخی قرار گرفته است.
روایت نوسانات شدید در چهارشنبه هفته گذشته
در آخرین روز کاری هفته گذشته، بازار صحنه درگیری سنگین بین عرضه و تقاضا بود. در ابتدای معاملات، فشار عرضه تا آنجا افزایش یافت که نماگر هم وزن به محدوده منفی سقوط کرد و خروج پول حقیقی به سطح ۱.۳ هزار میلیارد تومان رسید. اما از نیمه دوم معاملات، موج جدیدی از تقاضا وارد شد و نماگرها بار دیگر به محدوده سبز بازگشتند.
-
بازدهی شاخصها (از ابتدای سال جدید تا چهارشنبه گذشته): شاخص کل بورس رشد ۱۷.۴ درصدی را ثبت کرد. شاخص هموزن عملکرد بهتری داشت و بازدهی ۲۲ درصدی را تجربه نمود.
-
ارزش معاملات: ارزش معاملات خرد در روز چهارشنبه بار دیگر از مرز ۲۷ هزار میلیارد تومان عبور کرد. تداوم ثبت این ارقام بالا، یک سیگنال فنی قوی برای حفظ شتاب صعودی بازار محسوب میشود.
-
نوسان در صندوقها: برخلاف روند هفتههای قبل، صندوقهای درآمد ثابت (که مدتها شاهد خروج پول بودند) در این روز میزبان ورود پول حقیقی شدند. در مقابل، صندوقهای سهامی برای اولین بار در بازه پساجنگ با خروج ۳۵۶ میلیارد تومانی مواجه شدند که نشان از احتیاط سرمایهگذاران در سقفهای تاریخی دارد.
هفته سرنوشتساز پیش رو (برخورد با مقاومت تاریخی)
با توجه به اینکه شاخص کل بورس در پایان معاملات چهارشنبه به مقاومت تاریخی خود برخورد کرده است، هفته جاری میتواند یک هفته سرنوشتساز برای بورس تهران باشد. در همین حال، نماگر هموزن (که نشاندهنده وضعیت عموم بازار است) با موفقیت این مقاومت تاریخی را پشت سر گذاشت و در بالای آن تثبیت شد.
از منظر تحلیل تکنیکال، واکنش بازار در هفته جاری به دو صورت قابل پیشبینی است:
-
تثبیت شاخص در بالای مقاومت تاریخی: این سناریو به منزله تایید نهایی روند صعودی و سیگنال ادامه رشد خواهد بود.
-
عدم عبور از مقاومت: بازار وارد فاز استراحت (اصلاحی) خواهد شد.
موتورهای محرک رشد در دوره پساجنگ (تحلیل بنیادی)
بررسی ها نشان میدهد سه عامل کلیدی باعث پیشتازی بورس نسبت به بازارهای موازی در دوره پس از آتشبس شده است:
۱. ارزندگی شدید (فاکتور «P/E»): نسبت قیمت به سود پیشبینی شده (P/E Forward) بازار در محدوده ۴ واحد قرار دارد. این رقم در اوج سال ۱۳۹۹ بیش از ۱۰ واحد بود.
۲. کاهش ارزش دلاری بازار با وجود افزایش تعداد شرکتها: ارزش دلاری بازار سرمایه در شرایط فعلی حدود ۷۴ میلیارد دلار برآورد میشود. این در حالی است که در سال ۱۳۹۲، ارزش دلاری بازار به بالغ بر ۱۰۰ میلیارد دلار رسیده بود. این مقایسه نشان میدهد که ارزش دلاری بورس تهران، علیرغم افزایش چشمگیر تعداد شرکتهای پذیرفتهشده و سهم بازار سرمایه در اقتصاد کشور، نهتنها رشد نکرده، بلکه کاهش نیز یافته است. این موضوع یکی از شواهد آماری برای ارزندگی کنونی بازار سهام ( علی رغم ابهامهای موجود) محسوب میشود.
۳. پیشخور کردن ریسک جنگ: بازار در هفتههای منتهی به جنگ (پیش از آتشبس)، به دلیل افزایش نگرانیها نسبت به وقوع درگیری نظامی، به طور متوسط بین ۱۵ تا ۲۰ درصد افت کرده بود و عملاً بخش بزرگی از اخبار بد را پیش از این در قیمتها منعکس کرده بود.
صنایع لیدر در موج دوم رشد بورس و ریسکهای پیش رو
در میان صنایع فعال بورسی، گروه بانکی در چهارشنبه هفته گذشته با ورود پول ۳۹۷ میلیارد تومانی، در زمره سه صنعت برتر قرار گرفت. گروههای سیمان و دارویی نیز با میانگین ورود پول ۲۴۰ میلیارد تومانی در رتبههای دوم و سوم جدول ورود پول جای گرفتند.
بررسی ها نشان میدهد که صنایع غذایی و سیمانی اگرچه از منظر ارزندگی جزو جذابترین صنایع بودهاند، اما ظرفیت لازم برای رهبری کل بازار را ندارند. در مقابل، گروههای پالایشی و بانکی از ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به رهبران جدید بازار برخوردارند. گروه پتروشیمی نیز با فاصله زمانی میتواند از شرایط مناسب بازار جهانی انرژی منتفع شود.
با این حال، نباید از تأثیر ریسکهای سیستماتیک باقیمانده بر صنایع صادراتمحور و وارداتمحور غافل شد. هرچند شدت ریسک جنگ مستقیم کاهش یافته، اما ادامه تنشها در عرصه حملونقل دریایی و محدودیتهای لجستیکی، میتواند صنایع پتروشیمی، فلزات اساسی و پالایشی را با چالش «افزایش هزینههای صادرات» و «کاهش دسترسی به بازارهای خارجی» مواجه سازد. از سوی دیگر، محدودیتهای وارداتی نیز احتمال دارد تأمین مواد اولیه برخی صنایع پاییندستی (ریالی) را با اختلال موقت همراه کند. به همین دلیل، تداوم روند صعودی این گروهها میتواند منوط به کاهش ابهام ها باشد.
وضعیت نمادهای متوقف (۴۲ نماد)
یکی از ابهامات جدی بازار، وضعیت ۴۲ نماد متوقف مانده است. بر اساس اطلاعات منتشرشده در سامانه کدال، حدود ۳۰ نماد از این شرکتها، علیرغم توقف، از عملکرد تولید و فروش مناسبی برخوردار بودهاند و قابلیت بازگشایی بدون ایجاد ریسک جدی برای بازار را دارند. تنها شرکتهایی که به طور مستقیم از جنگ آسیب دیدهاند (به ویژه در صنعت فولاد) همچنان در وضعیت توقف باقی خواهند ماند تا پس از رسیدن به شرایط پایدار تولید و فروش، درباره بازگشایی آنها تصمیمگیری شود. بازگشایی تدریجی این نمادها میتواند به جای ایجاد ریسک، به افزایش شفافیت و کاهش ابهامات در بازار کمک کند.
چشماندازپیش رو
تا زمانی که ریسکهای سیستماتیک جدید و غیرمنتظره (رویدادهای سیاسی یا تصمیمات ناگهانی سیاستی) به بازار تحمیل نشود، بازار در حال حرکت به سمت تعادل و شفافیت بیشتر است و بازگشت اعتماد سرمایهگذاران، مهمترین مولفه پشتیبان ادامه روند صعودی محسوب میشود.
با این حال، تداوم روند صعودی لزوماً به معنای ثبت بازدهیهای سنگین روزانه نیست. افزایش ارزش معاملات و گردش مناسب نقدینگی که در حال حاضر مشاهده میشود، نشانههای سالمتری از تداوم رونق نسبی بازار هستند.
