بازگشت بورس به مدار مثبت؛ فرصت یا تله؟
شاخص کل بورس تهران در روزهای اخیر با رشد بیش از ۲.۳ درصدی به محدوده 4میلیون واحد بازگشته است. اما آیا این بازگشت، نویدبخش شروع یک روند صعودی پایدار است یا صرفاً یک اصلاح موقتی در مسیر نزولی بلندمدت؟ در این گزارش، با نگاهی فراتر از شاخص، به تحلیل وضعیت صنایع مختلف، نقش ریسکهای سیستماتیک و تغییر نگاه معاملهگران از سهممحوری به صنعتمحوری پرداختهایم.

سرمایه ایرانی – هر چند بازار سهام در روزهای ابتدایی خرداد ۱۴۰۵ با رشد بیش از ۲.۳ درصدی همراه شد، اما آنچه بیش از این رشد چند روزه و بازگشت بورس اهمیت دارد، فاصله قابلتوجه بازار سهام با واقعیتهای تورمی و رشد سایر داراییها در اقتصاد ایران است.
بررسی آمارها نشان میدهد شاخص کل بورس در محدوده ۴ میلیون واحد قرار دارد؛ یعنی هنوز حدود ۱۱ درصد پایینتر از سقف تاریخی ۴.۵ میلیون واحدی خود معامله میشود. این در حالی است که نسبت قیمت به سود بازار (P/E) نیز همین عقبماندگی را تأیید میکند. این نسبت اکنون در محدوده ۶.۴ واحد قرار گرفته؛ محدودهای که پیش از این تنها در اواسط مرداد سال گذشته و پس از جنگ ۱۲ روزه تجربه شده بود.
ریسک سیستماتیک؛ طلسم بزرگ بورس تهران
واقعیت این است که در شرایط فعلی، حتی با وجود اخبار مثبت کدال و ارزندگی بسیاری از سهام، مهمترین عامل تعیینکننده در بورس، ریسک سیستماتیک و فضای روانی بازار است.
حساسیت معاملهگران نسبت به اخبار سیاسی و تحولات بیرونی همچنان بالاست. همین موضوع باعث شده نقدشوندگی برای سرمایهگذاران به اولویت اول تبدیل شود و بسیاری از فعالان بازار، هر لحظه آماده واکنش به اخبار جدید باشند.
عملکرد نهاد ناظر بعد از جنگ رمضان
در مورد عملکرد سازمان بورس نیز دو نکته قابلتوجه وجود دارد.
نکته منفی: توقف طولانیمدت معاملات، می تواند به عاملی برای کاهش اعتماد تبدیل شود.
نکته مثبت: اقداماتی که در زمان بازگشایی بازار انجام شد، تا حد زیادی توانست فضای هیجانی را کنترل کند. بازگشایی پلهای نمادها، تعیین تکلیف ۴۲ نماد آسیبدیده، مدیریت عرضه و تقاضا از طریق صندوقها و بازارگردانها و بیمه سهام از جمله اقداماتی بود که از شکلگیری یک ریزش سنگین احتمالی جلوگیری کرد.
تغییر پارادایم: از سهممحوری به صنعتمحوری
یکی از مهمترین درسهایی که بازار طی سالهای اخیر آموخته، تغییر نگاه از سهممحوری به صنعتمحوری است.
اتفاقات جنگ اخیر نشان داد تحلیل بازار دیگر صرفاً بر اساس انتخاب یک سهم ارزنده کافی نیست. باید ریسک کل صنعت را در نظر گرفت.
مثال عینی: صنعت پتروشیمی
در صنعت پتروشیمی، با آسیب دیدن زیرساختهای یوتیلیتی، بخشی از عملیات شرکتها متوقف شد. این در حالی بود که در همین صنعت، شرکتهای ارزنده کم نبودند و بسیاری از نمادها از منظر بنیادی وضعیت مناسبی داشتند؛ اما عملاً به دلیل اختلال در زیرساختها، فعالیت آنها متوقف شد.
نتیجه اینکه از این به بعد، در بررسی صنایع، ریسکهای صنعت، قانونگذاری و ریسک اختلال در زیرساختها و زنجیره تأمین باید به عنوان متغیرهای ورودی در تحلیل شرکتها بیش از گذشته در نظر گرفته شوند.
نگاهی به صنایع در شرایط فعلی
صنایع با ثبات نسبی بالاتر:
صنایع غذایی: وابستگی کم به واردات، تقاضای پایدار داخلی
داروسازی: صنعت ضدتحریم، مصرف داخلی قوی، پتانسیل صادراتی
خردهفروشی: وابستگی کم به نرخ ارز، جریان نقدی پایدار
صنایع با پتانسیل بازگشت قوی:
نیروگاهی: کاهش ریسکهای سیستماتیک، اصلاح نرخ سوخت
فلزات اساسی: شرکتهای صادراتمحور با نیاز به تأمین ارز کشور
داروسازی (بخش صادراتی): مزیت رقابتی در منطقه
سیاست پولی و تهدید پیشروی بورس
متغیر مهم دیگر، سیاستهای پولی و نرخ بهره است. اکنون با رصد عرضه هفتگی بازار بینبانکی، نرخهای بهره به سمت بالا هدایت خواهد شد.
اگرچه در شرایط فعلی، با وجود تورم حدود ۷۰ درصدی، نرخ بهره اوراق در محدوده ۴۰ درصد قرار دارد و از این منظر شاید هنوز ریسک بسیار سنگینی برای بورس محسوب نشود، اما اگر روند افزایشی نرخ سود ادامه پیدا کند و بانک مرکزی همچنان از این ابزار استفاده کند، احتمالاً بازار سهام بار دیگر تحت فشار قرار میگیرد و سرمایهها به سمت صندوقهای درآمد ثابت حرکت خواهند کرد.
دلار و بورس: بازگشت یک همبستگی قدیمی
یکی از خبرهای خوش برای بازار سرمایه، بازگشت تدریجی همبستگی میان نرخ دلار و بازار سرمایه است.
طی سالهای گذشته به دلیل وجود ارز نیما، نرخهای چندگانه و دلار کالاهای اساسی، رابطه سنتی بورس و دلار تا حد زیادی از بین رفته بود. اما حذف ارز ترجیحی در آذر و دی سال گذشته و نزدیکتر شدن نرخ ارز نیما به بازار آزاد، باعث خواهد شد این همبستگی دوباره تا حدی احیا شود.
در صورتی که دولت مجدداً به سیاست ارز چندنرخی بازنگردد، بازار سرمایه میتواند بار دیگر به عنوان پناهگاهی برای حفظ ارزش داراییها در برابر تورم تعریف شود.
سناریوهای پیشروی بازار
سناریوی خوشبینانه: کاهش ریسکهای سیاسی، تثبیت نرخ ارز، کنترل تورم. در این شرایط افزایش وزن سهام در سبد دارایی و تمرکز بر صنایع صادراتمحور توصیه میشود.
سناریوی واقعبینانه: تداوم وضعیت مبهم، نوسانات ارزی و سیاسی. در این حالت حفظ نقدشوندگی و سرمایهگذاری در صنایع ضدتحریم مانند غذا و دارو توصیه میگردد.
سناریوی بدبینانه: تشدید تنشها، افزایش نرخ بهره. در این وضعیت کاهش وزن سهام و افزایش سهم صندوقهای درآمد ثابت پیشنهاد میشود.
نکات مهم در هنگام تصمیم گیری
اول: صنعت را بر سهم مقدم بدانید. انتخاب صنعت مناسب، ریسک سیستماتیک را کاهش میدهد.
دوم: بر صنایع ضدتحریم تمرکز کنید. غذا، دارو و خردهفروشی امنترین گزینهها در شرایط مبهم فعلی هستند.
سوم: نسبت P/E ۶.۴ واحدی بازار را جدی بگیرید. این نسبت نشاندهنده ارزندگی نسبی بازار است، اما به تنهایی نمیتواند محرک یک رشد پایدار باشد.
چهارم: نرخ بهره و سیاستهای پولی را رصد کنید. این متغیر میتواند در کوتاهمدت مهمترین عامل تعیینکننده بازار باشد.
